تبليغاتX
کوه غرور
 
هیچ اگر سایه پذیرد من همان سایه هیچم
   
  مادرش براي نگه داري و تامين مخارجش معمولا شب ها را كار مي كرد . گاها مي شنيد كه به او حرامزاده مي گفتند ولي او معني اين جمله را نمي دانست . مي دانست كه مادرش عطر ندارد ولي هميشه بوي عطر مي دهد ! يك بار كه از مادرش پرسيده بود حرامزاده يعني چي ؟ مادرش گريه كرده بود و او مي دانست كه نبايد به كسي اين جمله را بگويد ، چون مادرها با شنيدن اين جمله گريه مي كنند و او دوست نداشت كه هيچ مادري گريه كند . او عاشق مادرش بود . مادرش صبح ها برايش نان و كره درست مي كرد و شكر رويش مي پاچيد و او مي خورد . او عاشق لقمه هايي بود كه مادر در دهانش مي گذاشت . عصر ها مادر برايش كتاب كودكان مي خواند و او خود را جاي سوپر من و بت من مي پنداشت و مي دانست كه روزي سوپر من مي شود . زمستان رسيده بود . مي دانست مادرش شب ها از سرما در بيرون خانه مي لرزد . دوست داشت كاري بكند ولي نمي دانست چه كاري . معني فكر كردن را نمي دانست و گر نه حتما براي مادرش كاري مي كرد . يك شب كه مادرش نبود ، پليس به خانه آنها آمد و او را با خود برد . خارج از شهر ، زير يك پل ، جسدي بود كه او بايد شناسايي مي كرد . وقتي ملحفه را از روي جسد كنار زدند ، مادرش را عريان ديد كه سياه شده بود . پليس از او پرسيد كه جنازه را مي شناسد و او فقط گفته بود : مادر . كنار جسد چوبي ديده مي شد كه مادر را با او زده بودند .
شنيد كه پليس ها مي گويند : اين هم يك مورد ديگه . احتمالا يارو پول نداشته و درگير شدند و ... او نمي دانست درگير يعني چي .
پليس او را با ماشين به جايي برد كه همه بچه بودند . ديگر خبري از نان و شكر نبود و او خيلي دوست داشت بداند نوانخانه يعني چي ؟ چهره عريان مادر هميشه جلوي نظرش بود . دوست داشت لباسي گرم براي مادرش تهيه كند . در زمستان سال بعد ، يك روز كه پرستاري براي سركشي به اتاقش آمده بود او را آويزان از طنابي ديد بود كه كيسه هايي را هم در دست داشته بود . پرستارها گفتند : يك خودكشي موفق ديگر !
وقتي او را پايين آوردند و در كيسه هايي كه در دستانش بود باز كردند ، هزاران لباس را ديدند كه او براي مادرش جمع كرده بود و هيچ پرستاري تا به امروز نفهميد كه او خود را كشته بود تا براي مادرش كيسه لباسهاي گرم ببرد تا مبادا مادر
عريانش سرما بخورد . او عاقبت توانسته بود كاري براي مادرش بكند . همين .

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فرفره‌ي بی‌باد
 
   
  می خواهم فاحشه بشوم...

مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار – اگر نه بیشتر – تکرار شده ، فقط برای اینکه تغییری ایجاد بشود موضوع را این جوری پای تخته نوشتم " می خواهید در آینده چه کاره بشوید . الگوی شما چه کسی است ؟ " و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید . انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که هزار ها بار تکرار شده اند ، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده " مهندس هوا و فضا " ، " پدرم می گوید الان ام وی ام بهترین رشته ی دنیا است و خیلی پول دارد – منظورش MBA است " " دوست دارم مهندسی اتم بخوانم ولی پدرم دوست ندارد می گوید اگر آشپزی بخوانم بیشتر به دردم می خورد " و ... .
ولی اعتراف می کنم از همه تکان دهنده تر این یکی است " می خواهم فاحشه بشوم " شاید اولین باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده .


" خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند ... ( معلومه که نمی دانی ) ولی به نظرم شغل خوبی است . خانم همسایه ما فاحشه است .این را مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار نمی کند .من هم پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است . ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی مامان همیشه معمولی است . مامان خانم همسایه را دوست ندارد . بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست . ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد . گفت ازش سوال کاری داشته . بابای من ساختمان می سازد . مهندس است . ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های ساختمان است ؟ خانم همسایه هنوز دم در بود . فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من که نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را بست .
... من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند . مامان همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند .ولی مرد ها همیشه به خانم همسایه احترام می گذارند مثلا همین بابای من . زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند ، شاید حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زنها خیلی به هم حسودی می کنند . خانم همسایه خیلی آدم مهمی است . آدم های زیادی به خانه اش می آیند . همه شان مرد هستند . برای من خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد . بعضی هایشان چند بار می آیند . بعضی وقت ها هم این قدر سرش شلوغ است که جلسه هایش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار می کند . همکار هایش اینقدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند . من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا می خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه است . گفت می داند . آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هیچ وقت یادش نمی ماند .
تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد . زود زود ماشین هایش را عوض می کند . فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش . این ور و آن ور می برند .
من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم . امیدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند

این مطلب رو معلمی که شاگردش این انشائ رو نوشته انعکاس داده

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فرفره‌ي بی‌باد
 
   
  رسید .تو این دوران شاهد ویدئوهایی پر معنی بودیم با استفاده از نماد گرایی که ذهن خلاق الک کارتیو اون رو وارد سبک جدیدی از ویدئو سازی کرد  که اگه هنر تلفیقی با اهنگی زیبا و هنرمندی مردمی باشه کار واقعا جالبی خواهد شد و مردمپسند یکی از این هنرمندان شادمهر عقیلی هست که بعد از تعدادی ویدئوبا کارگردانانی نه چندان نامی و و به عبارتی نه چندان حرفه ایی (البته بجز ویدئو محال که و واقعا در زمان خودش عالی بود) که کاراش رو به دوربین الک سپرده  شادمهر با سبب (سیروس کردونی)مردم رو شکه کرد و سپس بارسیدی(کارتیو) خالق اثری ماندگار شد .

شاید همکاری شادمهر با الک کارتیو بهترین ترکیب ممکن در قالب تصویر و موسیقی باشه که هر بیننده اگه از تصویر و موزیک رو پای ویدئو نگه میداره  بعد از رسیدی مشکوک و بغض و تقدیر این بار یک تراک ویدئواستثنایی از شادمهرو داریم  که به بهانه کنسرت در کلاب نوکیا به لنز دوربین الک کارتیو سپرده شدهو قصد نهایی این کار دعوت برای کنسرت کلاب نوکیا هست که باز هم در نوع خودش کاری زیرکانه محسوب میشه و به نظر میرسه که کارگردان با محدودیت وقت مواجه بوده و اما باز هم شادمهر و این هم عادت...      

            
این ویدئو به دو بخش تقسیم شده از نگاه دوربین کارتیو...قسمت اول به نمایش گذاشتن هنر نوازندگی شادمهر به صورت کلوز اپ ...و قسمت دوم بخش داستانی ویدئو هست که به صورت یک پرسش و پاسخ در قالب تصویر کنجانده شده پخش هست به نظر شخصی من  این ویدئو با لنزی غیر از لنزهایی فیلمبرداری شده به خاطر فضای کار ...این ویدئو از نماد گرایی  و استعار درش به وضوح استفاده شده مسه شمعدونی که تو ساحل هست و بادبادک در حال پرواز و دریا که در حال خروشه..                         

              

دریا شمعدونی و بادبادک هر سه نماد وجود زندگی و جاری بودن زندگی هست که در ویدئو میشه منظور الک رو به خوبی فهمید   که الک به خوبی در طول ویدئو از اینا استفاده کرده... ویدئو با کاتهایی از یه دختر روی تخت که سوالهایی رو برای من شما بوجود میاره و یه پیانو تنها پشت به ساحل و پرواز بادبادک شروع میشه و بلافاصه شادمهر با لباس مشکی در حال نواختن پیانو نشون داده میشه(کلوز اپ) تصویر به نسبت اهنگ ریتم تندی داره و این خودش یکی از تکنیکهایی ست که در ویدئو های اروپایی بیشتر میبینم ریتم تند ویدئو در مقابل ریتم اروم اهنگ. لباس سیاه شادمهر نمادی ست که غم شادمهر رو به تصویر میکشه و مهمتر اینکه شادمهر اینو با نواختنش به مخاطبین انتقال میده... اما هنر الک اینجا نمایان میشه که دلیل این غم چی میتونه باشه  و مخاطب به دنبال دلیلش میگرده؟ چرا شامهر با لباس سیاش اینقدر اندوهگینه ؟مخصوصا اینکه شادمهر پشت به دریا در حال انتقال معانیه مورد نظرشه... به عبارتی شادمهر امیدی به زندگی نداره و دوست داره مخاطبین با غمش شریک باشن.

در هر صورت این ایده الک بسیار جالب بود چون ویدئو در ابتدا با تعدادی سوال از طرف مخاطب شروع  میشهو این یعنی ترغیب مخاطب به دیدن ادامه ویدئو...         

            

                  

         بادبادک همچنان در حال پروازه ...درکاتهایی کوتاه شادمهر در کنار  خانوادش با لباس سفید نشسته شاید زیباترین قسمت ویدئو زمانیه که شادمهر داره با بچه اش بازی میکنه و چه زیبا حس زیبای پدر بودنو منتقل میکنه.این اولین باره که شادمهر در ویدئوش نقش پدر رو به خوبی ایفا میکنه . ویدئو از نظر شخصیت پردازی در این قسمت خوب عمل کردهو با شخصیتهای موجود در داستان خیلی سریع اشنا مشیم شادمهربه عنوان پدر خونواده با همسر شادمهر و بچه ایی که در اغوش هردوشون مشغول به بازی کردنه...

 کودک لباس سبز به تن داره (رنگ سبز همیشه نماد جاری بودن زندگیه)صحنه های نوازندگی شادمهر هم صرفا رو هنر نوازندگی شادمهر تاکید داره و نشون که میده که شادمهر در نوازندگی بیهمتاس و احتمالا شادمهر در کنسرت این اهنگ به نوازدگی خودش اجرا میکنه و به نوعی این قسمت از ویدئو هم نویدی است برای اجرای زنده نوازنگی و خوندت همین کار در سالن کلاب نوکیا.

                                     
با جلو رفتن داستان همه چی معلوم میشه همسر شادمهر برای شنا کردن وارد دریا میشهبی اخساس بودن شادمهر در این قسمت نشانی از غفلت شادمهره چون در غیر اینصورت سناریو با مشکل زیادی از لحاظ داستان پردازی روبرو میشه که از این تیم حرفه ای یعید به نظر میرسه  و و این غفلت باعث مرگ همسر شادمهر میشه در تصویر میبینیم که دختر هر چقدر تلاش میکنه که بیرون بیاد اما نمیتونه و غرق میشه در اون لحظه  درست همین جا که همه چی از حالت طبیعی خودش خارج میشه و بابدک سقوط میکنه و روح همسر شادمهر از بدنش جدا میشه و این مرگ الک دقیقا با سقوط بادبادک و افتادن یه شمعدونی کنار ساحل نشون میده ...همه نمادهای خوشی سقوط میکنن شمعدونی بادبادک و ... اون لحظه که همه چی تموم میشه بادبادک سقوط میکنه و شادمهر تازه میفهمه که چی شده ....

               

شادمهر پشت به دریا با لباس مشکی به نحوی دچارعذاب وجدانه و این وضعیت عذابش میده و شاید پر از تنهایی در هر صورت این ویدئو از لحاظ فیلمبرداری کیفیت پایینی نسبت به تقدیر داشت داستان بسیار جالب بود اما میشد بهترم باشه اما چیزی که اینجا اهمیتداره اینه که ویدئو مقداری با ارزشهای ما ایرانیان مغایرت داشت در اوردن لباس همسر شادمهر شاید قسمتی بود که باید سانسور میشد که البته این به خاطر فرهنگ حاکم بر اونجاست

             

 البته میشه گفت ویدئو از لحاظ داستان پردازی ضعیفه توی داستان میبینم که سه نفری کنار هم نشستن و همه چی مرتبه و دختر بصورت غیر منتظره به دریا میره به نظر میرسه دختر زیاد دور نشده و تو این فاصله احتمال غرق شدن نیست شاید اگه الک دور شدنه دختر رو نشون میداد و این دور شدن با تذکر شادمهر که دورتر خطرناکه در اشاره البته بهتر میشد و یه مرد چطور میتونه اینقدر بیخیال باشه نسبت به همسرش که جلوی چشماش غرق شه اما عکسلعملی نباشه اینا ایرادات ویدئو از لحاظ داستانه ... و نکته دیگه هنر بازیگری شادمهره .. شادمهر در ایران ۲ تجربه بازیگری خوب داشته که در شب برهنه نشون داد کهاستعدادشو داره و صحنه ایی که روی قبر پدر شهیدش باهاش حرف میزنه و استفاده از حرکات و لرزش صدا و احساسی که به مخاطب میده عالی بود و نشون دادکه میتونه اما تو این ودئو شادمهر از لحاض احساسی سرد بود و عشق رو به خوبی نتوست به تصویر بکشه همون طور که گفتم بهترن سکانس زمانی بود که شادمهربا دختر بچه مشفول بازی بود..در هر صورت ایرادات گفته شده به وضوح در ویدئو دیده میشه

               

اما چیزی از ارزش ویدئو کم نمیشه ویدئو اصلا قابل مقایسه با ویدئودیگر هنرمندان نیست و خوشحالم که شادمهر با یه تیم حرفه ای کارش رو دنبال کرده خوشحالم که الک از نماد گرایی در ویدئوهاش استفاده میکنه و باید تشکر کنم از الک که دخترشو در این ویدئو قرارد داد شاید این نشون دهنده دوستیه عمیق شامهر با الک هست و البته وجود همین دختر کوچولو کلی به زیبایی این ویدئو افزوده ویدئوهای پر معنی مثل سبب و تقدیر رسیدی باعث میشه که کارای ارزشمندی رو از لحاظ تصویر داشته باشیم شعر کار هم که بسیار پر معنی و پر مفهوم بود از ویژگی این شعر این بود که تکرار بیت درش مشاهده نشد وشادمهر بسیار عالی کارش رو به اتمام رسوند با تشکر از تموم عوامل این ویدئواهنگ و تنظیم: شادمهر عقیلی ..شاعر: پگاه موسوی.. تولید کننده: بهداد والک کارتیو کارگردان: الک کارتیوو با تشکر از سایت به خاطر عکسها  bia2باتشکر از همگی شما فرفره بی باد

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فرفره‌ي بی‌باد
 
   
 

ستاره ای که به افول میرود

موسیقی به نظر من ار بدو تولدت با انسان بوده  هنر یکی الطافی بوده که خدا در ذات انسان به ودیعه نهاده انچنان که امیال و غریزش را و احسسات انی خودش رو در هنر به هر نحوی نشون میده یکی احساسش رو در قالب تصوری زیبا دیگری در شعری لطیف و دیگری با صدایی زیبا....

یکی از جنبه هنر که جزیی لاینفک از زندگی بشر هست موسیقیه موسقی که ترکیبی از شعری زیبا اهنگ و صداست هنر خواننده گی نوازنده گی و اهنگسازی امروزه حرفهای زیادی برای گفتن داره خیلی از مباحث اجتمایی سیاسی و اقتصادی حتی در قالب اهنگی به جهانیان عرضه میشه اما سوال اینجاست شخصی که مردم اون رو به عنوان هنرمند مورد علاقشون حمایت میکنن فنه تا اش چه اندازه براش اهمییت دارن.

به جرائت میشه گفت محبوبیت و شهرت یک هنرمند وابستس به کسانی که اون کارهاشو گوش میدن و ازون کار تعریف و تمجید میکنن شهرت و محبوبیت یک هنرمند در میان مردم بوجود میاد و این مردم هستند که کسانی را به عرش و کسانی را از عش به فرش میکشن

یکی از کسانی دهه گذشته القل برای کسانی در این ده ساله گذشته میشناسن منصور هست

 

 

 

بله منصور جعفری که با عشق تمام بعد حدود 3 سال با تحمل تمام مشقات البومی در اگوست 1994 راهی بازار کرد. بازار موسیقی در ان زمان در داخل محدود بود اواز سنتی و شعرعای خیام مولانا و حافظ مورد استفاده قرار میگرفت در اون ور ابها هم کسانی مانند ابی داریوش شهرام شبپره گوگوش مهستی .... منصور در این شرایط اجماعی و جوی حاکم فرفرهای بی باد رو بیرون داد البومی که شامل قطعات فرفرهای بی باد (شهیار قنبری) و اهنگسازی و تنظیم عبدی یمینی عزیز 2همسفری نیست از (هموایون هوشیار نزاد)با اهنگسازی حسن شماعی زاده و تنظیم زیبای منچهر چشم اذر 3سایه بون با شعری از مسعود فرد منش و اهنگسازی سیاوش قمیشی و تنظیم (عبدی یمینی)4 خانگی شعری از (شهیار قنبری بزرگ)و باز اهنگسازی و تنظیم بزرگی چون (عبدی یمینی) 5 زندونی عشق که بازسازی یک کار قدیمی بود شادی کسانی هستند که هنوزم ندون که این کار فقط باسازیی دوبارس و در نهایت حساب کتاب با شعری از همایون هوشیار نزاد و اهنگسازی حسن شماعی زاده .ببینید که منصور در ابتدای راه با چه کسانی همراه بود شاید این بهترین فرصتی بود که خدا سرراه یک جوان قرار داده باشه کار با کم کسانی بلکه بزرگترین هنرمندان ایرانی کسانی چون شهیار قتبری که دستی بر ادبیات دارد و همچنین بزرگی چون مسعود فرد منش هومایون هشیار نزاد اهنگسازان و تنظیم کنندهایی چون سیاوش قمیشی با میلیونها طرفدار عبدی یمنی از با شاهکارهای ماندگارش حسن شماععی زاده که در زمان خود حرفی برای گفتن داشت و دارد البته ر اهنگسازی و منچهر چشم اذر

دیدن این اسمها بر روی هر کاوری وسوسه عجیبی برای شنیدن البون بوجود میاره ترکیب این هنرمندان تعداد زیادی رو برانگیخت که البوم رو گوش بدن .اون روزها بریم جالب بود که نظر مردم رو هم جویا شم با اینکه 13 سال بیشتر نداشتم ما همه محسون رو میشناختن اما منصور اسمی گمنام بود

با این البوم به سرپرستی عبدی یمنی منصور کنسرتی رو برگزار کرد و خبر از البومی به اسم تصویر اخر و همراهی با عوامل البوم فرفرهای بی باد خبر داد و بردن اسم عبدی یمینی و همکاری مجدد با او تضمینی بود برای کار بعدی یعنی تصور اخر که فبل از ریلیز اهنگ پاییزش در سلن نواخته شد و تمجید حضار رو برانگیخت

تصویر اخر هم البوم بود شامل این قطعات 1قاب با شعری از همایون هوشیار نزاد اهنگسازی حسن ش.و تنیظم کسی که منصور موفقیتشرو مدیون او بود عبدی یمینی.2 اهنگ سکوت شکسته با شعری از سعید محمدی و اهنگسازی س.م و تنیظین دیوید بتسامو که منسور رو راغب کرد برای همکاری مجدد3 پاییز با شعری از همایون هوشیار نزاد و اهنگسازی حسن شمایی زاده و تنظیم عبدی یمینی4تصویر اخر با شعری از شهریار قنبری و با اهنگسازی و تنظیم عبدی یمینی 5دوست دارم با شعری از حسن ش.و اهنگسازی خود حسن ش.و تنظیم منچهر چشم اذر و بلاخره شاهکار این البوم به نام دوبارها با شعری از شهیار قنبری و اهنگسازی و تنظیم عبدی یمینی

دوباره منصور از همراهی بزرگانی استفاده کرد شرایط موسیقیایی اون روزهارو دگرگون کرده بود البته هم زمان در داخل ایران هم اتفاقاتی در حال وقوع بود این البوم موفقیت البوم قبلی رو به اون صورت نداشت اما منصور طرفدارانی خاص داشت هر کسی منصور رو نمشناخت و خوانندگانی مثل اندی و کوروس باب بودند

در البوم بعدی منصور برای رسیدن به شهرت و برای اینکه البوم با شکست مواجه نشه دست به تغییراتی داد البومی اماده ورود به بازار بود به نام دریچه که شامل قطعاتی چون دریچه با شعری پخته از اردلا سرفراز اهنگسازی حسن ش. و تنظیم منوچهر چشم اذر 2همه را میبخشم شعر بسیا زیبای پاکسیما زکی پور و تنظیم منوچهر چشم اذر 3 ستاره هابا شعری از هما میر افشار اهنگسازی حسن ش.و تنظیم دیوید بتسامو4 و شاهکاری دیگر به نام اواره با شعری از مسعود امینی اهنگسازی و تنظیم عبدی یمینی 5اهنگ اغوش با شعری از یلدا و اهنگسازی مهرداد اسمانی و تنظیم دیوید بتسامو 6 شاخه شکسته با شعری از ایرج رزم جو و اهنگسازی و تنظیم عبدی یمینی

قطعانی چون جشن ستاره و اغوش برای عام و اواره براری تعدادی خاص که از ادبیات چیز میدانستند قابل تمجید بود باز منصور خواننده بود که اسم و رسن انچنانی نداشت و همچنین میخواست که از خواندن درامدی خوب بدست بیاورد که نتیجهاش البوم قایق کاغذی بود خو لفظ قایق کاغذی بسیار جالب بود چون از 2 وازه ضد و نقی تشکیل شده بود این البوم موفقیت منصور رو تضمین کرد و ویدئوهای این البوم سرو صدای زیادی به کرد این البوم شامل قطعاتی چون یاد تو چشم سیاه و قایق کاغذی پرندهای بی وطن گل یخ و بهار اومد در این البوم هم منصور در کنارش عبدی یمینی رو داشت و با پخش ویدئو که سرو صدای زیادی کرد و همچنین تقریبا به عنوان دانستانی کوتاه بود ویئو نازینن مورد توجه بسیاری قرار گرفت و همچنین ویدئو خوش ساخت یاد تو و چشم سیاه از قاعده مستثنی نبود منصور هنرمندی بود که مردم رو به دیدن ویئوهایی جالبو و زیبا عادت داده بود بازار موسیقی دچار تحولات خاصی شده بود

ا

 

ز فرفرهای بی بادتا قایق کاغذی منصور خوانندهای بود متعلق به خاص طرفدارنی که واقاع از ته دل دوستش داشتند تارنهایی که در حد اسم منصور بود و روز روز به ارزش و اعتبارش میافزود دسته اول طرفدارن منصور از فرفرها تا قیق کاغذی همهشه حامی منصور بودند منصور تا به محبوبیت عظیمی رسیده بود و این بواسطه شخیصیت منصور و کسانی مه با انها کار میکرد.در سال 2000ایران از وسایل ارتباط جمعی پیشرفت خوبی داشت مخوصوصا اینترنت وقتی در مارچ وقتی البوم فقط به خاطر تو به بازار اومد با فروشی میلیونی همراه بود قسمت زیادی از مردم به این سبک منصور علاقه مند شدند و نسل جدیددی از طرفدارن منصور بو جود اومد عبارات در این البومها عامیانه تر از قبل و منصور خو نیز به عنوان اهنگساز حضور داشت فقط به خاطر تو شعری بود از پاکسیما که در ابتدا توسط مریم حیدزاده سروده شده بود که خانم پاکسیما تغرات زیادی رو بوجود اورده بود اما همین مسئله منجر به فروش بیشتر البوم شدو به شهرت بیشتر هردو یعنی منصور و مریم کمک کرد در فقط به خاطر تو منص.ر اهنگسازی کرد و به انصاف میشه گفت نیازهای زمان رو جواب داداین اهنگ نقل بسیاری از محافل بود حتی سینمای ایران بعد این البوم شهیار قنبری جلوی دوربین از منصور تمجید کرد.

منصور از فرفرهای بی باد تا قایق کاغذی محبوب بود و از فقط به خاطر تو به شهرت عجیبی رسید شاید قسمت اعظم این محبوبیت رو باید ممنون عبدی یمینی شهیار قنبری همایون هوشیار نزاد باشه که در ابتدا کارو با بزرگانی مثال اینها شروع کرد.در دسامبر 2002 منصور که طرفدران دو دسته خودش رو داشت دسته اول از فرفرها تا قایق کاغذی و دسته دوم از فقط به خاطر تو منصور البومی با عنوان زندگی وارد بازار کرد البومی که همه قطعات اون ویدئو شدند و شاید فروش بیشتر این البوم به خاطر قیافه جدیدی بود که از منصور مدیدیم و اهنگهای زیبایی چون زندگی ببین با ویدئوی که باز هم فیلمی کوتاه بود و حضور مجدید کاندز بعد از  فقط به خاطر تو این ویدئو و باقی ویدئوها .اهنگ زیبای دوست دارم یکی بود یکی نبود و اهنگ شاهکاری با نام خودی فروش البوم رو بالا برد شاید بعد از همکاری با بزرگان یکی دیگرد از موفقیتهای منصور حضور کاندز مدل منصور در ویدئوهای  متفاوتش بود این البومها داری ریتمی تند و کلابی نسبت به کارهای قبلی داشت شعرها سبکتر فهمش راحتتر و بازهام نیازهای جوونهای نسل منصور با این سبک اهنگها جبران میشد شاید تنها اهنگی که زیاد مورد توجه قرار نگرفت اهنگ نازک

 نارجی بود که تهنا نقطه ضعف البوم بود  در البوم بعدی منصور وارد سبک بسیار عامیانه و تند شد و استفاده از شعرهای بابک روزبه باب شد این البوم موفقیت زیادی داشت کارهای زیبایی چون عزیز دلمی دلم فقط ترور میخواد در این البوم به چشم میخورد منصور هنرمندی بود که بواسطه طرفداران زیاد به شهرت و محبوبیت زیادی رسید البوم بعدی منصور فراری نام داشت با شعرهای کاملا ساده و نه در حد شرایط موسیقیایی ان زمان این البوم انتظارات دسته اول از طرفدارن رو براوورده نکرد و تعدادکم این طرفداران زبان به انتقاد برای اولین بار گشودند شاید بسیاری دلیل ضعف شدید این کارو مشغله های اقتصادی منصور و شعرهای بابک روزبه بدونند و البوم بعدی هم به عنوان قشنگه در سطح پایینتر به طرفدارهای منصور عرضه شد این روزها شاید منصور شخصیتی که توسط البومهایی مثه فرفرها تصویر اخر قایق کاغذی و فقط به خاطر در ذهنها تداعیی کرده بود رو کم رنگ کرده باشه بسیاری از طرفدارهاشو از دست داه و این قانون بازار هنر است که کسی میاید و میرود و هرکسی ماندگار نمیشود شاید منصور ماندگار شد اما وقت افول این ستاره شاید لفظ ستاره نه هنرمند بهتر باشد هر کس با مقایسه کارهای قدیمی منصور متوجه این تغییرات خواهد شد .

سقوط منصور در اکثر نظر سنجیها شاید دلیل بر حرفهای امروز من باشد حتی خوانندگانی مثه کامران و هومن در رتبه های بالاتری قرار دارن در نظرسنجیهای مختلف به نظر شما هنوز هم شهیار قنبری حاضره در جلوی دوربین از منصور تمجید کنه؟

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فرفره‌ي بی‌باد
 
   
  نامه یک پسر به پدرش

سلام بابا نمیتونم بگم دلم برات تنگ شده چون نشده نمیخوام بگم دوست دارم چون ندارم همونطوری که دله سنگ تو برام تنگ نشده همونجوری که تو دوسم نداری یکی میگفت هیچ پدر و مادری بد بچشو نمی خواد اما چه جوری میشه که یه پدر قبله اینکه چیزی تو ذهن بچه ش نقش ببنده مادرشو ازش میگیره طوری که حتی الانم وقتی بغلش بشینه نتونه اونو بشاسه اصلا بزرگ شدنه منو یادت میاد ها میاد اون وقتی تازه میخواستم راه رفتنو یاد بگیرم تو کجا بودی اون وقتی که زمین میخوردم بودی دستمو بگیری ها تو کجا بودی وقتی هفت سالم شد اصلا یادت بود که میخوام برم مدرسه اصلا یادت هست با کی رفتم ثبت نام ها یادت هست همه وقتی میومدن مدرسه یا برمی گشتن خونه منتظر پدر مادرشون بودن یادت میاد وقتی وقتی خوشحال از تعطیل شدن از در کلاس میومدم بیرون منتظر کی بودم بگو خب بگو لعنتی وقتی یه پله رفتم بالا همه میگفتن به یه جایی میرسه همه میگفتن به چه خطی چه نقاشیی چه فوتبالی چه استعدادی معام کلاس پنجم می گفتته یه نقاش یا خطاط ماهر میشی تو بهترین شاگرد منی کجاست اون معلم که ببینه تو چه بلایی سرم اوردی ها تو این سالا بودی اصلا ببینم ت اصلا منو پسر خودت میدونی ها اگه حرفی داری بگو دادگاه نیست که بخوام محاکمت کنم چون تو خیلی وقته به حکم قاضی درونم به مرگ محکو شدی بیشتر ازاین مراحم وقتت نمیشم ادم اهنی هر چند که خیلی وقته زمان برات ارزشی نداره فقط میتونم ارزو کنم از چیزایی که داری خیر نبینی

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فرفره‌ي بی‌باد
 
   
  من فکر می کنم که ما در پستوی تنگ زمان مانده ایم ومن می پندارم در بین تمام داشته ها یمان تنها ییم و در اوج دوست داشتن غریبیم ،ما نیروی عظیم هستی –خدا را- نبوسیده وداع گفته ایم ،ما گر چه می دانیم که زمین تنهاست اما آن را فریاد کرده ایم، ما کوشیده ایم دغدغه هامان را سامان دهیم و این وحشتناک ترین واکنش بشری ست ...
Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فرفره‌ي بی‌باد
 
   
  خوب بالاخره اولین فیلم بسیار مهم سال به نمایش در امد و موفق شد در عرض ۱ روز نیم حدود ۳۸.۶میلیون دلار فروش کند.

چند سالی است که قهرمانهای کتابهای کمیک بر پرده سینماها راه یافته اند /که  میتوان سراغاز این ورود را فیلم bladeدانست و دنبال ان مردان ایکس که موفقیت مردان ایکس باعث شد که مرد عنکبوتی و ...به پرده های سینما راه پیدا کنند که تقریبا همگی جزو پرفروشهای تاریخ سینما شدند!و حالا مرد اهنی قصد دارد دوباره موفقیت فیلمهای کمیک بوک را تکرار کند.

تونی استارک یک کارخانه دار و بیلیونر نابغه است که دزدیده میشود و مجبور به ساختن اسلحه ای ویرانگر میشود ، اما تونی با استفاده از هوش و نبوغش زره ای با قدرت بالا میسازد و از اسارت فرا میکند . هنگامیکه تونی متوجه توطئه ای شرورانه از متهمانی در تمام جهان میشود زره قدرتمندش را به تن میکند و تصمیم میگیرد با نام مرد آهنی از دنیا مواظبت کند .....

اما اولین نکته جالب درباره مرد اهنی عوض شدن داستان ان است.در دوره ریاست جمهوری ریگان نظام های افغان به صورت قهرمان نشان داده میشدند که این قضیه در رمبو 3 نیز مشهود بود(به این دلیل که در زمان مذبور شوروی در افغانستان حضور داشت و امریکا طبعا یک رقیب سرسخت برای شوروی بود و البته قبل از این ما جرا در دهه 60میلادی کسانی که مرد اهنی را به اسارت میگرفتند ویتنامی ها بودند!!!)اما در سال 2008شاهد این هستیم که اینبارافغانستان مهد پرورش تروریست است.

اما جلوه های ویژه فیلم که این روز ها با فناوری پیشرفته cgiساخته میشوند با اینکه در حد شاهکار نیست ولی خیلی چشم نواز است و بیننده را پای پرده میخکوب میکند.اما بدون شک بهترین قسمت فیلم مرد اهنی را میتوان بازی دونی جر دانست.دونی جر در نقش مرداهنی فوق العاده است و بهترین نمایش چه از نظر احساسی چه در صحنه های اکشن از خود به نمایش میگذارد.و البته فکر میکنم که این اولین بار است که قهرمان یک فیلم کمیک بوک یک ستاره سینماست ولی دونی جر برخلاف انتظارات بازی معرکه ای از خود ارائه کرده است.

مرد اهنی  کاراکتری است که بر خلاف مرد اهنی یا سوپر من که شخصیتهای بسیار ارام و متینی بودند/یک شخصیت به شدت پولدار وخوشگزران است که البته به راحتی میتواند عصای دست سیاستمداران امریکایی باشد که بهواسطه اتفاقات سیاسی قهرمانان محبوبشان را در قالب نماینده خیر به جان شر (که همان دشمنشان باشد) می اندازند و شخصا اعتقاد دارم که مرد اهنی میتواند از اینی که هست سیاسی تر شود!

به گفته طرفداران اینگونه فیلمهامرد اهنی باید سرگرم کننده باشد و بیننده از دیدن ان لذت ببرد نه اینکه یک فیلم سیاسی شود.

شاید هم در اینده ای  نزدیک و در قسمت های بعدی مرد اهنی را در حال پرواز بر فراز اسمان ایران ببینیم.

ودر اخر این نکته را اضافه کنم که با لاخره مرد اهنی امده و دوستداران این فیلم را به  شدت راضی خواهد کرد.و در اینده نزدیک باید منتظر اکران قسمتهای بعدی ان بمانیم.

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فرفره‌ي بی‌باد
 
 

pictofxt

Lonely Girl Template

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl Template for Blog

koheghoror

فرفره‌ي بی‌باد

http://koheghoror.blogfa.com

کوه غرور

به این فریب بزرگ به این منه غریب نگاه کن...نگاه کن ...اینه هم در انتهای نگاه من غم غربت را فریاد میکند...
از این غمکده بیرون میروم اما به کجا در این ویرانه های خالی از احساس در این فرو ریخته دیوارهای عشق ایمان اخر نگاه مهربان پشت ابر راه بازگشت کجاست... همون روزگار که ابی ترین صیاد در رگهای زندگی جاری ...سبزترین دست نجیب نگاه دار گلهای عشق بود را... اخر از این ماتمکده به کدام دشت روشن رهسپار شود... ستاره چین شبهای تار جزام ...عزیز دل... ارزو مند نور نگاه تو در اسمان این همه ستاره دنباله دار پی کدام ستاره بگردم. دارم پیر میشوم نگاه تو اما کو... تا که جوانم کند... کدامین جاده امشب میگذارد سر به پای تو هیچ اگر سایه پذیرد من همان سایه هیچم Professional Web Site Design Center

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

فرفره‌ي بی‌باد,koheghoror,http://koheghoror.blogfa.com, tbf_004, TBF_004, girl, Lonely Girl Template, template, black template, pictofxt, blog, blogging, dairy, note, يادداشت, زوزانه, خاطرات, وبلاگ, بلاگ, قالب سياه, دختر, سياه, دختر تنها, قالب تنهايي, قالب دخترانه Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Site Design Studio Professional site design Template Design Studio قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt Farsi Blog